دانلود رمان اشک نیلوفر  از بهار نصر

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان اشک نیلوفر pdf از بهار نصر با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان بهار نصر مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان اشک نیلوفر

با صدای آلارم گوشی از خـواب بیـدار شـدم اصلا حوصله نداشتم وایییی امروز روز اعلام نتایج

کنکور از دیشب استرس وحشتناکی گرفتم .. سالمه اهل شمال هستم ۱۱ اسمم نیلوفره

بایـد به تارا و هلیا زنگ بزنم مـیـدونم اونا ام مثل من استرس دارن تارا قد بلندی داره و

چشماش عسلیه و موهاش به رنگ قهوه ای روشنه و کمـی حالت داره، بینی عروسکی

رمان پیشنهادی:دانلود رمان اربابی در ایران قدیم مسیحه زادخـو

قسمت اول رمان اشک نیلوفر

خـوشگلی داره و خیلی هم لاغره هلیا قد متـوسطی داره و چشماش به رنگ قهوه ای روشنه

موهاش لخت و مشکیه بینی خـوش فرم و خـوبی داره و به صورتش مـیخـوره سریعا شماره

هلیا رو گرفتم دو تا بوق بیشتر نخـورد که صدای هلیا پخش شـد :الووو سلام نیلو من دارم از استرس

مـیمـیرم نیلوفر :منم همـینطور چیکـا کنیم هلیا :من به تارا زنگ زدم قرار شـد بریم خـونه ی اون و

نتایج رو ببینیم فقط سریع آماده شو که بیست دقـیقه دیگـه مـیام دنبالت نیلوفر :باشـه .

خدافظ هلیا :خدافظ بعد از اینکه تماسم با هلیا تموم شـد رفتم جلوی آینه تا موهامو شونه کنم

به خـودم نگـا کردم قـیافم بد نبود چشمام رنگش طوسی بود و موهام به رنگ قهوه ای روشن بود و

آخر موهام حالت دار مـیشـد پوستم سفیـده و بینی کوچیکی دارم که متناسب با صورتمه بعد

از اینکه موهامو شونه کردمو و بستمشون رفتم سراغ کمد لباسم و یه شلوار لی یخی و

مانتـویی به رنگ مشکی برداشتم پوشیـدم و یه شال به رنگ کرم سرم کردم و یکم برق لب زدم

بیست دقـیقه که گذشت هلیا اومد و سوار ماشینش شـدم هلیا :سلام  نیلوفر :سلام هلیا :

من….

لینک دانلود به درخـواست نویسنده برداشتـه شـد

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

مهسا نوشته شده توسط:

دیدگاه بسته شده است